محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
157
خلد برين ( فارسى )
جمعى كثير از كردان بىايمان را كه در آن ولايت بودند معروض تيغ هلاك گردانيدند . و در آن سال قشلاق شهريار به استحقاق در خوى اتفاق افتاده در آنجا به مسامع جلال پيوست كه صارم كرد ديگر باره جمعى از اكراد بد نهاد را فراهم آورده در موضع اورمى به افروختن نايرهء فتنه و فساد اشتغال دارد . بنابر اين شهريار هفت كشور ، خليفة الخلفا و بيرام بيك قرامانى را با فوجى از شيرشكاران بيشهء كشورستانى به دفع دستبرد صارم كرد به صوب اورمى روان نمود . و چون خبر توجه امراء و لشكريان به صارم كرد رسيد از آنجا گريزان رخت اقامت به كردستان كشيده به قلهء كوهى آسمان شكوه پناه برد و در آن قلهء كهسار و موضع استوار ، متشمر حرب و پيكار گشته پاى ثبات و قرار افشرد و امراى عظام با سپاه بهرام انتقام ، طريق تعاقب اكراد بد بنياد پيموده در دامن آن كوه فلك شكوه نيران قتال و جدال را اشتعال دادند و حربى در نهايت صعوبت روى نموده از هر طرف جمعى كثير بر خاك هلاك افتادند . و از امراى نامدار سپاه ظفر شعار عبدى بيك شاملو و سارو على مهردار تكلو در آن معركه به قتل رسيده خليفة الخلفا و بيرام بيك قرامانلو مظفر و منصور به معسكر ظفر اثر برگرديدند . القصه بعد از گير و دار بسيار و ستيز و آويز بىشمار ، نسيم فتح و فيروزى بر پرچم اعلام امراى عالى مقدار وزيده صارم كرد روى به وادى فرار آورده غازيان ظفر شعار ، پسر و برادران و بعضى از سرداران لشكرش را اسير و دستگير به نظر كيميا تأثير شهريار كشورگير رسانيدند و جمعى كثير از متابعانش را به قتل رسانيده تمامى ايل و الوسش را به جاروب نهب و غارت رفته سالما غانما عنان به صوب مراجعت معطوف گردانيدند و در قشلاق خوى به پايهء سرير خلافت مصير رسيده خليفة الخلفا كيفيت وقوع آن محاربه را مفصلا به عرض خاقان اقليمگير رسانيد و به موجب فرمان ، غازيان ظفر نشان جمعى را كه اسير دام تقدير به پايهء سرير سلطنت مصير